محمد رضا نصيرى

76

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

شعله افروزى كوكب درى بيضابينش كه به مؤداى صدق اداى « وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً » « 3 » بينى بر استعداد كيفيت امور واقعه و اظهار توجه بندگان اعليحضرت ثريا منزلت فلك رفعت ، مريخ صولت مشترى درايت ، پادشاه ظل الله ستاره سپاه اسلام پناه ، معدن معدلت و مروت و احسان ، تاجبخش تارك سلاطين زمان ، المؤيد من عند الله و المجاهد فى سبيل الله ، به دستور سابق و تصميم همم عليه عاليه به قلع و قمع افغان خذلان نشان و تعيين سر عسكران و الا نشان از سمت عراق و آذربايجان به اصفهان بود به مدلول « فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ » « 4 » ابواب سرور و نشاطبر وجنات احوال محبان گشاده مژدهء اين تهنيت عظمى و موهبت كبرى به گوش هوش اعلا و ادنى رسيده از اتفاقات حسن سفراى پادشاه و الا جاه عالى مكان تركستان كه از راه وفور اخلاص و فرط اختصاص در كرياس فلك اساس حاضر بودند از اين معنى دوست نواز دشمن گداز مطلع و خبير و منبسط و مشعوف الضمير و هر يك به زبان اخلاص ترجمان ترنم اين بيان كه نشود كار عالمى به نظام * ورنه پاى تو در ميان باشد گرديده در ازاء اين عارفهء فيض قرين كه متضمن صلاح مسلمين و رفع شرور و فساد و تمهيد قواعد دوستى قويم البنياد است سجده فرساى شكر جناب اقدس ملك علام به منطوق « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ » « 5 » رفع مكاره و آلام گرديده در آينهء ضمير منير مهر تخمير بندگان اقدس ظل اللهى صورت اين مدعا عكس پيراى گرديده كه تصفيهء مرآت دوستى و اتحاد فى ما بين اين دو دولت قويم البنياد به صيقلگرى آن آصف صافى راى و آن مشير ملك آرا جلوه‌نما حقا و بعزه الله ، كه بينت عظمى سلاطين با عز و تمكين و روشن بزرگى خواقين معدلت آئين چنين مىباشد كه ، عزيمهء كريمهء « وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا » « 6 » را ملحوظ و فى الحقيقه وظيفه وزراى عظام و وكلاى ذوى العز و الاحترام نيز همين است كه ، مضمون بلاغت مشحون « الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ » « 7 » را در هر مقام معمول فرموده به اين قسم امور و خير كه متضمن نيكنامى دارين است متوجه گردند .

--> ( 3 ) - و هر كه به عهدى كه با خدا بسته وفا كند به زودى خدا به او پاداش بزرگ عطا خواهد كرد ( فتح / 10 ) . ( 4 ) - آنان به فضل و رحمتى كه از خداوند نصيبشان گرديده شاد مانند ، ( آل عمران / 170 ) ( 5 ) - گويند حمد خدا را كه حزن و اندوه ما ببرد ( فاطر / 34 ) . ( 6 ) - و از خدا باوفاتر به عهد كيست ، پس شاد شويد ، ( توبه / 111 ) . ( 7 ) - و آنان كه امانت و عهد و پيمانشان را رعايت كنند ، ( معارج / 32 ) .